من به کارگاهِ امروز، به چشم یک محیط ساختوساز ساده نگاه نمیکنم؛ برای من، اینجا «خانه آیندهی مردم» است. با همین نگاه، تعهد دارم که هر آجر و هر سازهای دقیقاً منطبق بر نقشهها، دستورالعملها و مقررات ملی ساختمان بنا شود. در دیدگاه من، نظارت فنیِ سختگیرانه و جلوگیری از پرتِ منابع، تنها یک وظیفه اداری نیست، بلکه صیانت از سرمایههایی است که قرار است پناهگاه زندگی انسانها باشند.
من بر این باورم که در دنیای مهندسی، «اعتماد، ثمرهٔ صداقت است و ماندگاری، حاصل دقت و تخصص». هویت حرفهای من در رهبری مسئولانه و تعامل مؤثری تجلی مییابد که بر پایه احترام متقابل بنا شده است. مأموریت من به عنوان مدیر پروژه، تنها پیشبرد عملیات ساختمانی نیست؛ بلکه هدایت هدفمند پروژهها و تبدیل تعهدات اجرایی به نتایجی است که از نظر کیفیت، زمانبندی و صرفه اقتصادی، قابل اعتماد و سرآمد باشند.
من مدیریت پروژه را فراتر از یک وظیفه اداری، «رهبریِ میدانی توسعه» میدانم؛ جایی که با تلفیق دانش فنی، مدیریت منابع و کنترل دقیقِ زمان و هزینه، طرحها از روی نقشهها به واقعیتهای پایدار تبدیل میشوند. مأموریت اصلی من در اصفهان، هدایت هوشمندانه تمام ظرفیتهاست تا پروژهها از نخستین مرحله طراحی تا لحظهی بهرهبرداری، در مسیری ایمن، اقتصادی و با بالاترین استانداردهای کیفی حرکت کنند.
من به ارائهی راهکارهای پایدار، امن و دقیق در حوزه فناوری اطلاعات متعهد هستم. در دنیای امروز، IT نبض تپنده هر سازمان است و باور دارم که رعایت اصول حرفهای، بهویژه «محرمانگی اطلاعات» و «پاسخگویی مسئولانه»، زیربنای اعتماد در این حوزه است. مأموریت من، تحلیل هوشمندانه نیازهای سازمان و تبدیل آنها به زیرساختهای مقیاسپذیری است که نهتنها بهرهوری را افزایش میدهند، بلکه هزینههای عملیاتی را نیز به شکلی بهینه مدیریت میکنند.
من مسئولیتِ امنیت و سلامت در پروژهها را با تکیه بر «روابط عمومی بالا» و «تعامل سازنده» پیش میبرم. باور دارم که حراست و HSE، پیش از آنکه یک جایگاه کنترلی باشد، یک پل ارتباطی حیاتی میان مهندسان حاضر در سایت و دفتر مرکزی است. حضور من در سایتهای در حال احداث، با هدفِ صیانت از صحتِ انجام امور، جلوگیری از اسراف منابع و مصالح و حصول اطمینان از پیشرفت دقیق شرکت در سایه امنیت و ایمنی کامل است.
در دنیای مهندسی، دفتر فنی نقطهای است که اعداد و نقشهها به واقعیتِ اجرا تبدیل میشوند. من مسئولیتِ محاسبه، برنامهریزی و نظارت بر اجرا را با نگاهی دقیق به «سودآوری و زمانبندی» پیش میبرم. باور دارم که با آنالیز دقیقِ پیمان، نقشهبرداری صحیح و تهیه به موقع صورتوضعیتها، نهتنها میتوان از عملکرد شرکت به شایستگی دفاع کرد، بلکه میتوان تضمین کرد که پروژهها در کوتاهترین زمان ممکن و با بیشترین بهرهوری به ثمر میرسند.
در قلب هر کارگاه ساختمانی بزرگ، «دستگاه مخلوطکن و بلوک زنی» نبضی است که اگر از حرکت بایستد، شریان های اصلی ساخت و ساز متوقف میشود. اخیراً در واحد بلوکزنی یکی از پروژه های آبمواسپاد، با چالشی فنی روبرو شدیم که بازخوانی آن، درسهای ارزشمندی برای مدیریت نگهداری و تعمیرات (PM) در پروژههای عمرانی دارد.
در دنیای پرهیاهوی پروژههای عمرانی، جایی که جرثقیلها غرش میکنند و گرد و غبار بخشی از هوای تنفس است، مفاهیمی مثل «نظم» و «آراستگی» ممکن است در نگاه اول کمی فانتزی یا حتی لوکس به نظر برسند. بسیاری از سرپرستان کارگاه تصور میکنند که ۵اس (5S) مخصوص کارخانههای شیکِ تولید قطعات الکترونیکی است، نه یک محیط خشن ساختمانی. اما واقعیت این است که در یک کارگاه عمرانی، بینظمی فقط «زشت» نیست، بلکه «خطرناک» و «هزینهبر» است.
در دنیای مدیریت پروژههای عمرانی، آنبوردینگ سرپرست کارگاه یک فرمول ثابت ندارد. ورود یک مدیر جدید به کارگاه، بسته به «زمان ورود» و «میزان پیشرفت فیزیکی پروژه»، نیازمند استراتژی متفاوتی است. یک سرپرست کارگاه هوشمند قبل از هر اقدامی باید بداند در کدام نقطه از خط زمانی پروژه ایستاده است.
در دنیای پرهیاهوی کارگاههای ساختمانی، جایی که صدای ماشینآلات سنگین و دغدغه تأمین مصالح حرف اول را میزند، یک فعالیت ظاهراً بیصدا وجود دارد که میتواند مرز بین سودآوری کلان و ورشکستگی مطلق باشد: «مستندسازی». بسیاری از مدیران پروژهها مستندسازی را صرفاً یک کاغذبازی اداری و وقتگیر میبینند، اما واقعیت این است که در پروژههای عمرانی و زیرساختی، چیزی که نوشته نشده، یعنی اصلاً وجود نداشته است!